در محافل و مجامع مختلف، ایران همواره به عنوان کشوری موفق در امر مهار بیابان زایی و تثبیت شنهای روان بشمار می رود. این امر مرهون تلاش و پشتکار محققین، کارشناسان و دست اندرکارانی است که از مرکز تا اقصا نقاط دورافتاده بیابانی رنج گرما و سرما را با گوشت و پوست و استخوان چشیده اند و چه بسا اکنون بسیاری از آنان عمر خدمتی خود را سپری کرده و در این جمع نیستند. اما جسارتا باید به این نکته اذعان کرد که به رغم تلاشهای صورت گرفته، متاسفانه راهکارهای تحقیقاتی و اجرایی و نتایج ارزشمند آن برای استفاده و ارایه بعنوان یک فناوری در بسیاری از موارد به صورت مدون دیده نمی شود....
------------------------------------------------------------------------------------------------
محمد خسروشاهی
کليد واژهها: بیابان، کنترل بیابان، روشهای کنترل بیابان، کشور چین
در محافل و مجامع مختلف، ایران همواره به عنوان کشوری موفق در امر مهار بیابان زایی و تثبیت شنهای روان بشمار می رود. این امر مرهون تلاش و پشتکار محققین، کارشناسان و دست اندرکارانی است که از مرکز تا اقصا نقاط دورافتاده بیابانی رنج گرما و سرما را با گوشت و پوست و استخوان چشیده اند و چه بسا اکنون بسیاری از آنان عمر خدمتی خود را سپری کرده و در این جمع نیستند. اما جسارتا باید به این نکته اذعان کرد که به رغم تلاشهای صورت گرفته، متاسفانه راهکارهای تحقیقاتی و اجرایی و نتایج ارزشمند آن برای استفاده و ارایه بعنوان یک فناوری در بسیاری از موارد به صورت مدون دیده نمی شود. کشورهای دیگری مثل چین که با مشکل بیابان و بیابان زایی مواجه هستند و کارهای خوبی نیز در این زمینه انجام داده اند، به دلیل ارایه همین راهکارها بصورت مدون و علمی خود را به عنوان کشوری صاحب فناوری در زمینه مدیریت بیابان و مهار بیابان زایی به جهانیان شناسانده اند. از آنجا که معرفی، انتقال و تبادل این دانش فنی بین کشوری می تواند در بهبود و ارتقاء روشهای بهینه کنترل بیابان زایی موثر باشد، در این مقاله روشهای مدیریتی و فناوریهای بکار گرفته شده در کشور چین در این حوزه برای دست اندرکاران بیابان زدایی کشورمان معرفی می شود، باشد که ارایه آن تجربیات بتواند تعامل علمی کاراتری را در بین بخشهای سه گانه اجرایی، تحقیقاتی و آموزشی مرتبط با بیابان در درون کشور بوجود آورد.
این نکته را باید یادآوری کرد که، چين طي دهه هاي اخير توسعه اقتصادي و اجتماعي قابل توجهي يافته است. گرچه به نظر مي رسد كه اين پيشرفت ها و سرمايه گذاري ها بيشتر در بخش هاي صنعتي كشور صورت گرفته و بخش هاي كشاورزي و خدماتي چنين وضعيتي را نداشته اند، ولي در حال حاضر كشور چين در زمينه توليدات كشاورزي با جمعيت عظيم 3/1 ميلياردي به خودكفايي مورد نياز رسيده است. در اين زمينه نبايد اين نكته را از ياد برد كه، چيني ها عمدتا مردمي پركار، سخت كوش وكم توقع بوده و فرهنگ تجملگرايي (هنوز) در زندگي آنها رسوخ نكرده است و دیگر اینکه چيني ها معتقدند «آنچه را عامه مردم به آن مي انديشند، ناظم آسمان نيز به آن مي انديشد.» از اين جهت تلاش مي كنند تا بدانند عامه مردم به چه مي انديشند و دانستن اين كه عامه مردم واقعاً به چه مي انديشند راهي جز تحقيق و پژوهش علمي و عيني ندارد .
