ج . د . - باتوجه اينكه از حدود 3 دهة پيش مسائل زيست محيطي اهميت زيادي پيدا كرده است و روزانه كتابهاي متنوعي به زبان انگليسي در اين باره چاپ شده و مي شوند ، شما چگونه به اين منابع دسترسي پيدا مي كنيد؟
و . - امروزه دسترسي به اطلاعات - از جمله كتاب - از هر زمان ديگري آسان تر شده است. به طور كلي منابع اطلاع رساني من عبارتند از اينترنت ، نمايشگاه هاي كتاب ، دانشجويان سابقم كه علاقمند به موضوعات زيست محيطي هستند ، كتابخانه هاي دانشگاهي ، ناشرين يا مؤسسات زيست محيطي خارجي مانند مؤسسة (ديدباني جهان).
ج . د . - شما در گزينش كتابهاي انگليسي آيا اختصاصاَ معضلات زيست محيطي ايران را هم در نظر داريد؟ مانند كويرزايي ، افت يا آلودگي آبهاي زيرزميني ، فرسايش آبي و بادي ، اثرات سيلاب ها و
و . - ما تقريباَ با همة معضلات زيست محيطي دست به گريبان هستيم و نمي شود گفت كه بعضي از اين معضلات ربطي به ما ندارد. چون جمعيت كشور ما تقريباَ در حال افزايش است و از طرفي جامعة ما متناسب با ارتقاي تكنولوژيكي خود، مصرف زده تر و اسرافگرتر مي شود و همة اينها ما را با انواع معضلات زيست محيطي روبرو مي كند.
ج . د . - كتابهاي زيست محيطي شما به دو دسته قابل تقسيم هستند. يكي مانند (مباني محيط زيست) بيشتر به مباحث فني و تخصصي موضوع مي پردازد و دستة دوم مثل وضعيت جهان 1994 مباحث محيط زيست را عمومي تر مطرح مي كند و بيشتر گزارش گونه و هشدار دهنده است ، شما شخصاَ به ترجمة كدام دسته از كتابها گرايش داريد و چرا؟
و . - من بايد اين دسته بندي شما را كمي تصحيح كنم ، كتابهاي من به طور كلي به سه دسته تقسيم مي شوند . دستة اول همانطور كه گفتيد ، كتابهاي تخصصي هستند كه مانند كتاب(مباني محيط زيست) به كار بحثهاي آكادميك ميآيند. دسته دوم مانند كتاب (بهار خاموش) كاملاَ عمومي هستند و براي افراد غير متخصص مفيد است ولي ممكن است متخصصين را راضي نكند. دسته سوم مثل كتاب (وضعيت جهان) تخصصي - عمومي است و هم افراد حرفه اي و متخصص و هم افراد علاقمند و غير متخصص مي توانند مطالب جالب و تازه اي از آنها بياموزند. من از لحاظ عمومي يا تخصصي بودن كتابها ، جهت گيري خاصي ندارم و مهمترين هدف من اين است كه آموزه هاي زيست محيطي بتواند طيف وسيعي از افراد جامعه را فرابگيرد. يعني نظرم اين است كه بايد محيط زيست در همه سطوح آموزش داده شود.
ج . د . - تلقي عمومي از تخريب محيط زيست اين است كه اين پديده صرفاَ از ويژگي هاي عصر مدرن است ، شما ارتباط مدرنيزاسيون و تخريب محيط زيست را چطور توضيح مي دهيد؟
و . - من معتقدم كه انسان به حيث انسان بودن هميشه در محيط پيرامون خود تغيير ايجاد مي كرده است. حتي انسانهاي ما قبل مدرن هم گاهي باعث تخريب محيط زيست مي شده اند. اما اين تخريب ها در مقياس هاي كوچك و محلي بوده است. چون ابزارهاي تخريب ابتدايي بوده اند و هدفهاي انسان ، كوچك و محلي بوده است. آنچه تخريب محيط زيست را در دوران مدرن متمايز مي كند شدت و وسعت آن است. ديدگاه انسان هم نسبت به طبيعت عوض شده است. در گذشته انسان خودش را جزئي از طبيعت مي دانسته است ولي امروز به طبيعت به صورت يك منبع بزرگ نگاه مي كند كه بايد با همه قدرت از همه چيز آن بهره برداري كرد. در ايران يكي از ضربه هاي بزرگي كه مدرنيزاسيون به محيط زيست زده است ، استخراج نفت و به دست آوردن انرژي نسبتاَ ارزان است. مثلا َدر پاكستان اگر عمق آب زير زميني بيشتر از 8 متر باشد آن را از نظر اقتصادي قابل استخراج نمي دانند چون هزينة انرژي استخراج آن به صرفه نيست. ولي در ايران آب را از عمق 200 متري هم پمپ مي كنند و نگران هزينه انرژي آن نيستند.
ج . د . - در ايران هنوز مسا’له محيط زيست و آسيب هاي زيست محيطي به عنوان مسا’له مطرح نشده است ، به نظر شما بهترين روشها براي اينكه بتوانيم (محيط زيست )را به عنوان يك مسا’له به مردم معرفي كنيم چيست؟
- نه تنها مردم بلكه خود دولت هم محيط زيست را به عنوان يك مسا’له نمي شناسند. آنها با آنكه از خيلي از معضلات زيست محيطي مثل آلودگي هواي شهرهاي بزرگ رنج مي كشند ولي هنوز حفاظت از محيط زيست را يك پديدة دست و پاگير و مانع توسعه مي دانند كه جاده كشي و سدسازي و ...... را دچار وقفه مي كند. به خاطر اينكه آنها هنوز در برابر محيط زيست به خود آگاهي نرسيده اند. وظيفه ما اين است كه با هر روشي از جمله انتشار اين گونه كتاب ها مردم را آگاه كنيم. وقتي آگاهي مردم افزايش پيدا كند ، به طور دسته جمعي براي حفظ محيط زيست تفاضا ايجاد مي شود. رئيس جمهور و نمايندة مجلس را هم وقتي انتخاب مي كنند برخورد او را با مسا’له محيط زيست در نظر مي گيرند. ايجاد تشكل هاي دوستدار محيط زيست هم مي تواند به دولت فشار بياورد. البته در ايران هسته هاي ضعيفي از هواداران محيط زيست شكل گرفته است ولي اينها چون از حمايت هاي مردمي برخوردار نيستند تحت نظارت سازمان هاي دولتي در مي آيند. در كشورهاي توسعه يافته اين گونه تشكل ها بيشتر با اعانة مردم سر پا هستند و قدرت فراواني دارند كه مي توانند قاطعانه عملكردهاي دولت را نقد كنند. ولي در ايران مردم هنوز كارهاي مربوط به محيط زيست را خيريه تلقي نمي كنند و چيزي را وقف اين گونه كارها نميكنند. طبيعي است كه تشكل هاي زيست محيطي ايران ضعيف مي مانند و براي ادامة بقاي خود به دامن سازمانهاي دولتي پناه مي برند و نظارت آنها را قبول مي كنند و نهايتاً خصلت انتقادي خود را از دست مي دهند.
ج . د . - آيا كارهاي جديدي هم در دست داريد؟
و . - مجموعه مقاله اي را ترجمه كرده ام با عنوان (بوم شناسي - علم عصيان گر) كه آماده چاپ است. هر كدام از مقالات اين كتاب ديدگاه يا حتي رشتة جديدي را در علم بوم شناسي به وجود آورده است و شديداً مورد ارجاع هستند. مثلاً مقاله (اخلاق زمين) ، ديدگاه هاي فلسفي و اجتماعي را هم در مطالعات زيست محيطي وارد مي كند. تا به حال دانشجويان با اسم اين مقالات آشنا بوده اند ولي از محتواي آن اطلاعي نداشته اند و به همين دليل لازم ديدم كه اين كتاب ترجمه شود.
