امروزه يكى از معضلات جامعه ورود دانشآموزان به دانشگاه و گرفتن مدرك مىباشد كه بايد آن را قاب كرده بر در كوزه گذاشته و از آب خنك آن كه به دست آوردنش كارى آسان نيست استفاده كرد. امروزه تمامى جوان هاى ما دنبال اين هستند كه با يك مدرك دانشگاهى داراى شغلى مناسب باشند ولى زهى ... آنان كه به اين مقصد رسيدهاند دريافتهاند كه در انتهاى آن راهى باريك قرار دارد كه شبيه به پل صراط است كه براى گذشتن از آن سرعتى مافوق نور لازم است كه در غير اين صورت سقوط از آن حتمى است.
جامعه دانشگاهى امروزه شبيه به يك كارخانه كنسروسازى شده است كه افراد مانند مواد اوليه و به عنوان دانشجو وارد آن شده و بعد از 4 سال يا بيشتر شبيه قوطى كنسرو آماده مصرف به بازار كار و جامعه ارائه مىشوند كه بعضى از آن ها مورد استفاده قرار می گیرند و از محتويات آن ها بهره بردارى مىشود و بقيه تاريخ مصرفشان گذشته و فاسد مىشوند و مجبورند به مانند كود در جاهاى ديگر مورد استفاده قرار بگيرند و اين هم از سياست بهینه سازی مصرف؟!
مشكلات و معضلات و نارساهاى هر رشته را بايد از زبان تحصيل كرده آن رشته جويا شد و نه از كسی بيرون گود.
جامعه نظامى و انتظامى كشور بهترين استفاده را از نيروى مرد تحصيلكرده مىبرد و با 2 درجه كه بر روى شانه هايشان الصاق مىكند مهر بزرگى به مدت 20 ماه بر روى پيشانى آن ها حك مىكند و آن ها را استثمار مىكند. من كه خود فارغ التحصيل رشته كشاورزى هستم، وقتی دوستان خود را بر سر چهار راه هاى شهر مىبينم كه در حال جريمه هستند كلى حسرت و غصه مىخورم و همه آن ها را مىبينم كه نقطه اشتراکی دارند كه در زير گلويشان شبيه گواتر سبز شده به نام عقده، «تو بخوان حديث مجمل از اين كلام».
اكنون جامعه رو به رشد و توسعه ما كه بعد از سال ها وابستگى به استعمارگران به خودكفايى در گندم رسيده است (كه در آينده به آن پرداخته خواهد شد)؛ از نيروهاى متخصص آن طور كه بايد، استفاده نکرده است و از افرادى مانند كارگران به جاى معمار استفاده كردهاند كه نظر كارشناسى ارائه كردهاند و افرادى كه در راس امور هستند و مسئوليت انجام كارهاى بزرگ را دارند به اين رشته كه زيربناى رشد اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى جامعه مىباشد كمتر توجه نموده و مورد بى لطفى قرار دادهاند. اما در كشورهاى ديگر مانند آمريكا، كانادا، استراليا و ... كشاورزان مورد احترام خاص قرار مىگيرند ولى اين جا اینگونه نیست و می گویند سرمایه گذاری در بخش کشاورزی توجیه اقتصادی ندارد؛ تا ببينيم توجيه اقتصادى چيست!
اما با اين احوالات و همه جفاهايى كه بر اين رشته و افراد دست اندركار و مربوطه رفته است اين موضوع سوال برانگيز است كه چگونه در بخش كشاورزى رشد كردهايم و به خودكفايى در توليد گندم رسيدهايم؟ كه آن هم از همت بلند مردان ايران زمين است که با سعى و تلاش و با وجود تمامى كمى و كاستي ها به هدف خود رسيدهاند.
به موضوع اصلى يعنى طرح خودكفايى گندم بپردازيم كه چگونه و به چه شكل به آن دست يافتهايم. خودکفایی به دست نيامد به جز آن كه ما بسيارى از منابع و زمين هاى بكر خود را از دست داديم. ما زمين هاى كشاورزى كه مرغوب جهت كاشت چغندر قند، نيشكر، پنبه، ذرت و ... هستند را اختصاص به كاشت گندم دادهايم تا بتوانيم به طرح خودكفايى برسيم. حال اين يك بعد قضيه است. ابعاد دیگری نیز وجود دارد. به عنوان نمونه ما با اين كه به خودكفايى در توليد گندم رسيدهايم، اما هنوز مجبوريم گندم وارد كنيم البته نه به مقدار قبلى ولى مقدار آن قابل توجه است حدود 10000 تن(شاید کمی بیشتر یا کمتر). شايد باورش كمى سخت باشد. مىدانيد چرا؟ چون گندم هايى كه ما معمولا براى كشت استفاده مىكنيم از نوع آبى بوده كه به صورت ديم كشت مىشود (البته بى اطلاع كشاورزان) و اين نيز به خاطر شرايط جوى و منطقهاى ايران است. در ضمن ارقامى كه در مناطقي از كشور دارای عملكرد بسيار خوب هستند و با آن محيط «آدابتر» شدهاند بدون تحقيق و بررسى در مناطق ديگر نيز توصيه شده و به عنوان يكى از واريتههاى اصلى استفاده مىشوند كه از نظر عملكرد افت داشته اما مسئولين مساله را خيلى راحت توجيه مىكنند و مىگويند چون اهلى نشده سخت جواب مىدهد و يا بر سر آب و هواى بيچاره شكسته مىشود.
شايد بخواهيد علت اين حجم واردات گندم را بدانيد. شايد اصلىترين علت آن سود آقاجان ها باشد ولى دليل ديگر آن ممكن است خاصيت نان آورى گندم ها باشد. زيرا كيفيت مواد مورد نياز و مغذى در گندم داخلى به علت رعايت نكردن بعضى از اصول در كشاورزى زياد مطلوب نيست و ميزان گلوتن آن كه باعث خوش طعم شدن نان مىشود نسبت به نمونه خارجى كمتر است و مجبوريم براى اين كه كيفيت نان را بالا ببريم از گندم هاى خارجى استفاده كنيم كه اين خود بسيار جاى تامل دارد. البته بعضى از كشورها براى هر نوع نان و شيرينى گندم مخصوص را توليد مىكنند.
اساسىترين مشكل در مورد طرح خودكفايى گندم، نداشتن انبار كافى جهت سيلو كردن محصولات خريدارى شده از كشاورز است و به وضع بسيار نامطلوب و غير استاندارد در كنار جادهها زير پلاستيك و گونى در فضاى باز كه در معرض انواع حضرات و حشرات، جوندگان، پرندگان و از همه اين ها مهمتر باد و باران و آفتاب قرار مىگيرند و دپو شده كه عوامل اخير باعث جوانه زدن اين بذرها شده و آن ها نيز براى اين كه بيشتر متضرر نشوند، مجبورند گندم ها را سريع آرد كرده و برای طبخ به بازار بفرستند، كه اين خود يكى از دليل افزايش جوش شيرين در خمير است. (در ضمن گندم هاى قديمى نيز در سيلوها باقى مانده كه خود مشكلات ديگرى دارد).
اما انسان عاقل وقتى كه كارى را مىخواهد انجام بدهد اول ملزومات كار را تهيه مىكند و بعد كار را شروع مىكند، نه مثل سياست وارونه ی ما.
اگر سفره دل بگشاييم، سنگ صبور دگر تحمل ندارد كه باز گويم. حالا شما سنگ صبور ما باشيد.
ميثم صالحي
